
چهار برداشت از حضور و غیبت دو رئیسجمهور
حضور روحانی در جلسه دیدار با رهبری وقتی در کنار ادعای احمدینژاد مبنی بر دعوتنشدن به جلسه قرار میگیرد، پیامهای جدیتری دارد که شاید نمایش اصلی آنها در مردادماه و با اعلام ترکیب جدید مجمع تشخیص مشخص شود.
بیان فردا | روح اله نخعی | در یکی دو روز گذشته و پس از برگزاری جلسه دیدار رهبری با کارگزاران نظام، تصاویر حضور حسن روحانی رئیسجمهور سابق و محمدجواد ظریف، وزیر خارجه سابق توجهات رسانهها را به خود جلب کرد اما خبری که امروز یکی از نمایندگان مجلس درباره این جلسه داد معنای تازهای به حضور این دو مقام سابق نیز بخشید. احمد علیرضابیگی، نماینده مردم تبریز در مجلس یازدهم در خصوص غیبت محمود احمدینژاد در این دیدار به سایت دیدهبان ایران گفت: «بنده با ایشان تماس گرفتم و آقای احمدینژاد گفتند به این جلسه «دعوت» نشده بودم.» ادعای عدم دعوت احمدینژاد به این جلسه در کنار حضور روحانی و دیگرانی مثل ظریف و نیز سیدحسن خمینی چند نکته را قابل توجه میکند.
احمدینژاد راست میگوید؟
اولین نکته که متأسفانه یا خوشبختانه باید در این باره در نظر گرفت، صحت خبر است. لااقل در نگاه اول به نظر نمیرسد که علیرضابیگی انگیزهای برای ساختن چنین خبری داشته باشد اما ادعای احمدینژاد در این زمینه را نمیتوان بدون تردید پذیرفت. سابقه محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق ایران و سلف روحانی، چه در دوران ریاستجمهوری و چه در دوران پس از آن، چندان میانه خوبی با صداقت نداشته است. او همچنین در سالهای پس از خروج از پاستور، روزبهروز مواضعتندتری علیه نظام اتخاذ کرده است و گاهی نقدهایی که از او و نزدیکانش علیه نظام و دستگاههای نظام از جمله قوه قضاییه منتشر شده است، اتهامات سنگینی را متوجه حکومت کرده است. او حتی در بعضی سخنرانیها ادعاهایی مطرح کرده است از دید برخی ناظران، انتقادات تلویحی او از شخص رهبری به نظر میآمده اند. علاوهبراین او در سه دوره انتخابات پس از خروج او از ریاستجمهوری نیز در مقابل انتخابات و نهادهای برگزارکننده آن موضع گرفته است.
از این رو دو احتمال کاملا منطقی به نظر میرسند. اول این که احمدینژاد همانند روحانی به این جلسه دعوت شده باشد اما به انگیزههای احتمالی مختلف از جمله حفظ فاصله با نظام برای حفظ تصویر خود نزد هوادارانش این دعوت را نپذیرفته و به این جلسه نرفته است و دیگر این که در پاسخ به سؤال نماینده مجلس نیز به جای اعلام عدم تمایل خود به حضور، مدعی عدم دعوت شده است تا از طرفی، همچنان اختلاف خود با سران نظام را مطرح کند و از طرف دیگر، نظام را مسئول این فاصله بخواند. در عین حال، با توجه به رفتارهای احمدینژاد این احتمال خارج از ذهن نیست که او در فهرست مدعوین این جلسه نبوده باشد، بهویژه که دیگر رئیسجمهور سابق ایران سیدمحمد خاتمی که از لحاظ موضعگیریهای تند علیه ساختارهای حکومت رویکردی به مراتب نرمتر از احمدینژاد داشته است نیز مدتهاست که در جلسات و دیدارهای این چنینی غائب بوده است و بعید نیست که از این زاویه، سرنوشت احمدینژاد کمی به سرنوشت خاتمی نزدیک شده باشد.
دعوت به جای محاکمه
اما در حالتی که احمدینژاد این بار حقیقت را گفته باشد، نکته دیگری نیز قابل توجه به نظر میرسد. از اواخر دولت حسن روحانی، بسیاری از تریبونهای رسمی و غیررسمی جریان اصولگرا یا به عنوان دیگر، جریان «انقلابی» در موضعگیریهای رسمی و اظهارنظرها در شبکههای اجتماعی، خواستار محاکمه روحانی و نیز ظریف بوده اند و اقدامات آنها در طول دوران مسئولیت را به اشکال مختلف شایسته عناوینی چون خیانت دانسته اند. این موضعگیریها بهخصوص در هفتههای اخیر نیز در فضای شبکههایی مانند توییتر تشدید شده بودند. در میانه همین حملات بوده است که روحانی، ظریف و نیز حسن خمینی به این نشست دعوت میشوند و در آن حضور پیدا میکنند. این معانی آشکاری میتواند برای این جریانها داشته باشد که عمدتا، به جز در میان آنها که به احمدینژاد نزدیک هستند، ادعای پیروی از رهبری و فراتر از آن عمومیت دارد و ترجیعبند اتهاماتش به کسانی مثل روحانی نیز تقابل آنها با رهبری یا تخطی آنها از نظرات رهبری است.
آن که دور شد، آن که نزدیک ماند
اما یک مسئله دیگر نیز در این میان جلب توجه میکند و آن معنای اقدام کسانی مثل روحانی و ظریف در مقابل تصمیم احمدینژاد است. در مقابل نرفتن احمدینژاد به این مراسم، معنای حضور رئیسجمهور و وزیر خارجه سابق مشخصتر میشود. علیرغم همه حملات و فشارها، این دو سیاستمدار مشخصا تصمیمی ندارند خود را در مقابل سیستم تعریف کنند و مانند احمدینژاد مسیر تقابل را پیش بگیرند. این بهخصوص درباره ظریف معنای ویژهای دارد چرا که بعد از افشای صحبتهای او در اوایل سال ۱۴۰۰ و در مصاحبهای که بنا نبود منتشر شود، در اتفاقی کمسابقه ظریف هدف انتقاد مستقیم رهبری نیز قرار گرفت.
همزمان از این حضور این نتیجه را نیز میتوان گرفت که احتمالا قصدی برای خانهنشینی، عزلتگزینی، بازنشستگی سیاسی خودخواسته و دوری از صحنه سیاست ایران نیز در کار نیست. حسن روحانی البته به عنوان عضو مجلس خبرگان هنوز در نظام سمت دارد و ایدههایی که درباره چشمانداز احتمالی آینده سیاسی او مطرح میشود نیز در این میان قابل توجه است و این تصویر میتواند نشانهای از تمایل و البته اجازه احتمالی به او برای نقشآفرینی در بزنگاههای سیاسی احتمالی در سالهای آینده باشد. احمدینژاد نیز البته قطعا مایل به ایفای نقش سیاسی در ایران است و حتی میتوان ادعا کرد از دیگر «سابقهای» نظام در این زمینه به مراتب مشتاقتر است؛ اما تفاوت بین احمدینژاد و روحانی در این جلسه نمایش خوبی از تفاوت بین مسیر مد نظر این دو برای آینده زندگی سیاسی و جایگاههایی است که هر کدام برای فرداهای خود در نظر گرفته اند.
پیشنمایش ترکیب مجمع؟
اما در کنار این سه برداشت جا برای یک گمانهزنی باز میشود. دعوت از روحانی و غیبت خودخواسته یا ناخواسته احمدینژاد، یا به عبارت دیگر، حضور روحانی در جمع پذیرفته «کارگزاران نظام» در کنار غیبت احمدینژاد در حالی اتفاق میافتد که مرداد سال جاری، موعد اعلام ترکیب جدید مجمع تشخیص مصلحت از سوی رهبری خواهد بود. اضافه و کم شدن افراد به فهرست اعضای مجمع همواره پیام واضحی درباره جایگاه آنان در سیستم سیاسی ایران و چشمانداز سیاسیشان دارد. این اولین دوره اعلام ترکیب جدید مجمع پس از پایان دولت حسن روحانی خواهد بود، در حالی که بسیاری از اقدامات و موضعگیریهای انتقادی و تند احمدینژاد نیز در همین فاصله رخ داده اند. آیا ترکیب این جلسه پیشنمایشی از تغییرات پیش رو در مجمع است؟ آیا مرداد پیش رو، حذف احمدینژاد از مجمع و اضافهشدن روحانی، جایگاه دو رئیسجمهور سابق در آینده سیاسی نظام را مشخص خواهد کرد؟
انتهای پیام
دیدگاه تان را بنویسید