
بدون شناخت باورها و سبک زندگی نسل جدید نمیتوان برایشان برنامهریزی کرد
یک جامعهشناس معتقد است که لازمه برنامهریزی برای نسل امروز شناخت باورها، سبکزندگی و نگرش جوانان است.
بیان فردا | گروه جامعه | امیرحسین خواجهخباز | ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهمترین تاکیدات و اولویتهای دولت است که به طور عرفی در جوامع مختلف نیز به عنوان یکی از اهداف بشری بیان میشود، امری که البته امروزه به دلیل مشکلات فراوان اقتصادی و اجتماعی در کشور ما با چالشهای بسیاری مواجه شده است.
بر اساس گزارش تفصیلی که مرکز آمار ایران منتشر کرده از سال 1390 تا سال 1399 وقوع طلاق از 16.3 به 32.9 افزایش داشته و رشد آن به این میزان برای جامعه نگرانکننده است. همچنین این گزارشها نشان میدهد که جمعیت خانواده ایرانی در تمام این سالها رو به کوچکتر شدن رفته و آمار ازدواج نیز به طور کلی روندی کاهشی داشته است.
محمدرضا ذوالفقاری، جامعهشناس فرهنگی درباره دلایل افزایش طلاق و مشکلات پیشروی افزایش جمعیت به بیان فردا گفت: در اینکه جامعه ایرانی از حالت یک جامعه فئودالی در حال خروج است و اینکه آیا اساساً در ایران فئودالیسم وجود دارد یا خیر جای بحث دارد؛ اما بهتر است تا بهزعم برخی باحالت شبه فئودالی جلو برویم زیرا عدهای معتقدند اصلاً به فئودالیسم نرسیدهایم تا بخواهیم از آن عبور کنیم. حال برفرض اینکه در یک جامعه شبه فئودالی زندگی میکنیم، باید در نظر داشت در جامعهای که از حالت فئودالیته خارج میشود اتفاقاتی رخ میدهد و از لحاظ ساختاری تغییر میکند. نخستین تغییر این است که خانواده کوچک میشود چون خانواده کشاورزی گسترده است اما در جامعه صنعتی خانواده به سمت هستهای شدن قدم برمیدارد و دیگر به جمعیت زیاد که در خانواده مولد کار و تولید بود نیاز نیست. یک تغییر جدی که در خانوادههای غیر کشاورز رخ میدهد مفهوم فرزند پسر است.
اثر اقتصاد بر ازدواج چیست؟
وی ادامه داد: فرزند پسر ارزش پیشین خود را بهعنوان نیروی کار از دست داده به دلیل اینکه در خانواده کشاورز پسر کارکرد ویژهای دارد و نیروی کار بهحساب میآید اما در جامعه صنعتی اینگونه نیست. اینکه خانواده ایرانی در حال کوچک شدن است را نمیتوان تنها بهاینعلت یعنی خروج جامعه از حالت کشاورزی دانست. بخش زیادی از این موضوع به دلیل مشکلات اقتصادی است. اگر آمار ازدواج را در زمانی که وضعیت اقتصادی کشور کمتر بود در نظر بگیرید و مقایسه کنید متوجه میشوید اقتصاد تا چه اندازه اثرگذار است و هرچه مشکلات اقتصادی بیشتر شده است، ازدواج کاهش پیدا کرده است.
ذوالفقاری در پاسخ به اینکه مهاجرت خانوادههای کشاورز و زمیندار که درگذشته نسبتاً پرجمعیت بودند و امروزه به دلیل خشکسالی و کاهش رونق کشاورزی به شهرها مهاجرت کردند تا چه اندازه بر کاهش مقوله کاهش جمعیت تأثیر گذاشته است گفت: اینکه در گذشته این شکل از خانوادهها پرجمعیت بودند شکی نیست؛ اما من بازهم میگویم هیچچیز بهاندازه مشکل اقتصادی نمیتواند در این موضوع اثرگذار باشد. برای اینکه هزینه فرزند آوری بسیار بالا است، جدا از آن هزینههای پوشاک و وسایل بهداشتی بهویژه برای نوزادان و کودکان بسیار بالا رفته است. وقتی تورم بالا باشد و اقتصاد کشور از وضعیت خوبی برخوردار نباشد زندگی برای افراد سخت میشود و شکی نیست افراد به داشتن فرزند کمتر فکر میکنند.
این جامعهشناس فرهنگی افزود: در قدیم شعار «فرزند کمتر،زندگی بهتر» میدادیم اما چندسالی است که این شعار به «فرزند بیشتر، زندگی بهتر» تغییر یافته است، اما مگر تا چه اندازه از جامعه حمایت شد که حالا انتظار داریم افراد با این وضعیت سخت اقتصادی کنار بیایند و به فرزند بیشتر فکر کنند؟ یکی از دغدغههای بچهداری تهیه لوازم بهداشتی کودک و خوراک او مانند شیر خشک است که امروزه از قیمت بالایی برخوردارند. به نظر من بخش عمدهای از دلایلی که به تکفرزندی و گاه بیفرزندی منجر میشود وضعیت بد اقتصادی است.
باید با سبک زندگی و باورها و نگرشهای نسلهای جدید آشنا شویم
وی گفت: مسئله دیگری که در جهان شکل گرفته است و کشور ما نیز به آن سمت میرود گسترش پدیده فردگرایی بهویژه در ایران است. در فردگرایی افراد با خود میگویند که آیا درست است به خاطر فرزند آوری لذتهای خودم را محدود کنم؟ در گذشته پدر و مادر با به دنیا آوردن فرزند و تربیت کردن آن از لحاظ روحی تقویت معنوی میشدند؛ اما فردگرایی میگوید خود فرد تا چه اندازه مهم است و لذت شخصی را مطرح میکند. افرادی که در دهههای اخیر به دنیا آمدهاند بسیار فردگراتر از نسلهای گذشته هستند و این بخشی از باور آنهاست. اقتصاد عامل مهمی در پدید آمدن این آسیبهای اجتماعی است اما این تمام ماجرا نیست و بخش دیگری از آن به فردگرایی گره خورده است. فردگرایی نه خوب است و نه بد، ما باید با سبک زندگی و باورها و نگرشهای نسلهای جدید جامعه امروز آشنا شویم تا شاید بتوانیم این مشکل را دستکم تا حدی کنترل یا کم کنیم.
ذوالفقاری ادامه داد: اگر آمار ازدواج و طلاق را از سال 1357 تا امروز ببینیم متوجه رابطه عکس این دو مقوله میشویم یعنی طلاق افزایش پیداکرده است و ازدواج با کاهش روبهرو شده است. وقتی رفاه اجتماعی فردی افراد افزایش پیدا میکند سبک زندگی آنها نیز تغییر میکند. فردگرایی نسلهای جدید باعث تغییر سبک زندگی آنهاشده است و بهجای اینکه مانند نسلهای پیشین خود حسرت گذشته را بخورند و با ترس آینده زندگی کنند؛ در زمان حال زندگی میکنند و به هر نوع مدل زندگی کردنی تن نمیدهند و اعتقادات خاص خود را دارند.
بدون شناخت کافی نسلها نمیتوان برای آنان برنامهریزی کرد
این جامعهشناس فرهنگی افزود: نسلهای جدید حرفهای تازهای برای گفتن دارند و دیگر در چارچوب فکری قدیم زندگی نمیکنند بلکه در چارچوب و منطق دیگری فکر میکنند و در این منطق اتفاقات دیگر، طرز فکر دیگر و روابط جدیدی شکل گرفته است. به افرادی که در راستای افزایش جمعیت و نجات جامعه از پیری شعار میدهند پیشنهاد میکنم در بین جوانان امروز قدم بزنند تا درک بهتری از کلام و رفتار آنان داشته باشند و بدانند با چه پدیدهای روبهرو هستند و درباره چه نسلی صحبت میکنند؛ بدون شناخت کافی نسلها نمیتوان برای آنان برنامهریزی کرد.
وی گفت: مسئله فردگرایی و اقتصاد تأثیر زیادی برافزایش طلاق و کاهش ازدواج دارند. برای همین است که در چندساله گذشته شاهد پدیدهای بهنام ازدواج سفید در کشور بودهایم؛ یعنی دو عامل فردگرایی و اقتصاد باعث شکلگیری این پدیده شده است. افراد دوست دارند تشکیل خانواده بدهند و از طرفی هم میترسند به دلیل وضعیت بد اقتصادی نتوانند از پس چنین مسئولیتی برآیند. از طرفی هم جامعه به سمت آزادیهای فردی گرایش بیشتری نشان میدهد. خیلیها این را فساد میدانند اما آیا تابهحال به این فکر کردهایم که سهم عمدهای از آن بر عهده وضعیت بد اقتصادی است که باعث به وجود آمدن چنین پدیدهای شده است؟ متأسفانه در خصوص ازدواج و طلاق فقط شعار دادهایم و به حرف جامعهشناسان و روانشناسان و سایر متخصصان این حوزه هیچ توجهی نکردهایم.
صداوسیما مردم را از خودش فراری داده است
ذوالفقاری در پایان گفت: همچنین در دنیای امروزی تحت تأثیر رسانهها هستیم و مدل زندگی که امروز در رسانهها تبلیغ میشود با ایدئولوژی رسمی کشورمان همسو نیست. متأسفانه صداوسیما به سمتی حرکت کرده که مردم را از خودش فراری داده است و باعث شد مردم به سمت رسانههای دیگر بیشتر گرایش داشته باشند تا صداوسیمای خودمان؛ درواقع از همان چیزی که میترسیدیم سرمان آمد. اگر در رسانه خودمان برنامههای مفید تولید میکردیم، اگر از کارشناسان حرفهای استفاده میکردیم و اگر صداوسیما گرایشهای بهویژه سیاسی خودرا در همه مسائل از ورزش گرفته تا فیلم و سریال دخالت نمیداد و تنها به تولیدات گرایش دارش اکتفا نمیکرد رسانههای خارجی اینقدربیننده پیدا نمیکردند.
انتهای پیام
متاسفانه با حضور مسئولین بیسواد و کنار زدن نخبه گان در زمینه های مختلف مدیریتی و حتی رشته های فنی، در همه زمینه ها عقب گرد زده و می زنیم و کشور به قهقرا میرود.